![]() |
![]() |
|
|
گفتی : بنویس . بخونش من نوشتم تو رو می خوام چقدر زود چقدر هول اسم تو اومد تو شعرام گفتی : بنویس من نوشتم تا با من تو هم بخونی که شاید به این بهونه بیشتر از اینها بمونی منه دیوونه ی عاشق با تو هستم تا همیشه
گل حرفای قشگت تو دل من زده ریشه باورت می شه می خوامت ؟ راس میگی ندیدمت من اما با دلت رفیقم تو دلم کشیدمت من من می خوام که تو بمونی واسه من واسه دل من اگه من با تو می بینم چراغ خونه مو روشن منه دیوونه ی عاشق با تو هستم تا همیشه
گل حرفای قشگت تو دل من زده ریشه دل من که عاشقت شد اگه می شه باورش کن یا اگه نخواستی باشه یه جوری دس به سرش کن یه جوری که نشکنه دل بتونه بگذره از تو یاد خنده هات نیفته ننویسه یک سره از تو منه دیوونه ی عاشق با تو هستم تا همیشه
گل حرفای قشگت تو دل من زده ریشه سروده ی زیبا ی شایا تجلی |
|
+ نوشته شده در
جمعه 27 آبان1384ساعت 19:34 توسط سارا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ممنون که اومدید و خوشحال می شم اگه نظر بدید
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1384 بهمن 1384 آذر 1384 آبان 1384 |
| پیوندها |
|
یه وبلاگ باحال ( وبلاگ حمایت از .... ) مهدی میخواهد از عشق بگوید .... ( عجب ... ) |
|
RSS
|