![]() |
![]() |
|
|
تو داری گریه می کنی صدای هق هقت میاد لبای لرزونت می گه چشمات و چشمه می کنی تا که دلت سبک بشه به آینه طعنه می زنی درد تو رو کی می کشه ؟ گریه نکن گریه نکن تموم نمی شه خستگی گریه که مرهم نمی شه برای دلشکستگی تو داری گریه می کنی صدای هق هقت میاد لبای لرزونت می گه آخه نمی شه که همش یه جا نشست و گریه کرد بیا و به فکر چاره باش دنبال یه راهی بگرد گریه نکن گریه نکن بخند به این شب حقیر غم و به چشمات راه نده امید و از خودت نگیر نگو زخمی و اسیری نگو بد بهت گذشته نگو این راهی که می ری هر کی رفته بر نگشته نگو طاقتی نمونده واسه ی دوباره رفتن بیا که راهی نمونده |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1 آذر1384ساعت 2:23 توسط سارا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ممنون که اومدید و خوشحال می شم اگه نظر بدید
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1384 بهمن 1384 آذر 1384 آبان 1384 |
| پیوندها |
|
یه وبلاگ باحال ( وبلاگ حمایت از .... ) مهدی میخواهد از عشق بگوید .... ( عجب ... ) |
|
RSS
|