![]() |
![]() |
|
|
زنی با گیسوانی از برف با رفتاری از ابر پیچیده در چادری از مه می گذرد رفته رفته در متن مه ٬ محو می شود فصل ها را دانه دانه می چیند و در زنبیل می گذارد با دست هایی از مه و مهربانی گل سر سبد فصل ها را بر می دارد و بر گریبان هزار چاک خاک می زند اینک آسمانی ٬ زمینی است و زمین ٬ آسمانی بهار ٬ قصل تعمیر جهان فرسوده نیست تعمیرگاه پیچ و مهره های زنگ زده ی دستگاه طبیعت نیست فصل صیقل آیینه های زنگار بسته است . بهار ٬ تنها اصلاح سر و صورت و آرایشگری طبیعت نیست . فصل پیرایش پیری ٬ هیچ پیری پیر تر از طبیهت نیست . اما اعجاز بهار همین است نوروز کهنه ترین روز است : نخستین روز آفرینش روزی که خدا دست به قلم برد و بای بسم الله را بر لوح عدم زد : بای بسم الله بهار روز نزول آیات سبز و سرخ از آسمان شب قدر ِ قرآن آفرینش راستی اگر همچنان که شب قدر داریم بخواهیم روزی را روز قدر بدانیم ٬ چه روزی بهتر از نوروز ؟ بهار اگرچه تکراری است اما تکرار تازگی است و نوروز اگرچه کهنه ترین روز است اما عین نوآوری است ! این تکرار ٬ تاکیدی است بر نوآوری بهترین آفرینندگان و نوآوری تنها کاری است که هیچ گاه کهنه نمی شود . نوروز ٬ روزی است که : علف نو می شود سنگ نو می شود سنگ پشت نو می شود .... ! آیا ما هم می توانیم در روز قدر خویش ٬ قدر خویش را بدانیم و تقدیر خویش را از پیش نه از خطوط پیشانی ٬ که از خطوط کف دست خویش بخوانیم تا از سنگ و سنگ پشته وانمانیم ؟ به قلم " مجد خوافی " |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 18 اسفند1384ساعت 19:50 توسط سارا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ممنون که اومدید و خوشحال می شم اگه نظر بدید
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1384 بهمن 1384 آذر 1384 آبان 1384 |
| پیوندها |
|
یه وبلاگ باحال ( وبلاگ حمایت از .... ) مهدی میخواهد از عشق بگوید .... ( عجب ... ) |
|
RSS
|